در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید ... اسلامی، دیکشنری نام ها، هم خانواده یاب، تصویر مرتبط با کلمه، معنی در حل جدول کلمات متقاطع و ابزارهایی مانند واژه ...
دیکشنری. دیکشنری (Dictionary) که گاهی اوقات به عنوان یک واژه نامه، فرهنگ لغت، لغت نامه یا فرهنگنامه شناخته می شود، مجموعه ای از کلمات در یک یا چند زبان خاص است، که اغلب بر اساس حروف الفبا مرتب سازی می شود، و ممکن است شامل ...
معنی یَغُوصُونَ: غوّاصی می کنند (در عبارت "وَمِنَ ﭐلشَّیَاطِینِ مَن یَغُوصُونَ لَهُ "منظور از غوص بیرون آوردن مروارید، و سایر منافع دریا است)
معنی له در لغتنامه دهخدا: [لَهْ] (ع حرف جر + ضمیر) (از: لَ + ه) برای او. او را.-مدّعی له.؛-مُعَظَّمٌ له.؛-ولَهُ؛ او راست.|| لَهِ.
معنی و مفهوم واژه غیر ما وضع له در فرهنگ لغت هوشیار: چم ناساز واژه معنایی که لفظ برای آن وضع نشده مقابل ما وضع له | جستجوی پیشرفته در مجموعه فرهنگ لغت، دیکشنری و ...
مِ) [ ع - فا. ] (اِ.) واژه نامه ، فرهنگ ، کتاب لغت . خرید اشتراک افزودن واژه. افزونه مرورگر
و در نزد متکلمان عبارت از دلیل دلالت کننده بر حکم منصوص علیه است، خواه نص باشد و خواه اجماع، مانند گفتار شارع (ع): گندم به گندم مثل به مثل است، زیرا اصل چیزیست که جز خود آن متفرع بر آن باشد.و حکم ...
معنی له شدگی به انگلیسی - معانی، جمله های نمونه، مترادف ها و متضادها و ... در دیکشنری آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید
معنی واژهٔ له در فرهنگ فارسی معین به فارسی، انگلیسی و عربی از واژهیاب
جستوجوی «له» در لغتنامههای دهخدا، معین، عمید، سره، مترادف و متضاد، فرهنگستان، دیکشنری انگلیسی و فارسی در بیش از یک میلیون واژه.
معنی اله در لغتنامه دهخدا: [اَ لُهْ / اَلْ لُهْ](1) (اِ) عقاب. (از فرهنگ جهانگیری) (فرهنگ رشیدی). در فرهنگ رشیدی و برهان قاطع بتشدید و تخفیف لام هر دو آمده، و هاء آخر...
معنی مضمون له - معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و ... در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید
فرهنگ . [ ف َ هََ ] (اِ) (از: فر، پیشوند + هنگ از ریشه ٔ ثنگ اوستایی به معنی کشیدن وفرهختن و فرهنگ ) هر دو مطابق است با ادوکات و اِدوره در لاتینی که به معنی کشیدن و نیز به معنی تعلیم و تربیت است .
فرهنگ فارسی معین. معنی برای او، به نفع او. مترادف 1- آبگز، فاسد، لهيده 2- پاشيده، خرد، شكسته، كوبيده، كوفته 3- مضمحل انگلیسی pro, crown عربی عاهرة محترفة، لاعب محترف، وجهة النظر المؤيدة، طليعة ترکی ezmek ...
معنی واژهٔ له له در لغتنامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژهیاب ... این جستوجو را در فرهنگهای دیگر انجام دهید.
معنی واژهٔ معظم له در فرهنگ فارسی معین به فارسی، انگلیسی و عربی از واژهیاب 0 یک واژه بنویسید جستوجو در همهٔ واژهنامهها
بایو - له - پرن ( به فرانسوی: Bailleul - lès - Pernes ) یک کمون ( فرانسه) در فرانسه است که در پا - دو - کاله واقع شده است.[ ۱] بایو - له - پرن ۳٫۴۹ کیلومتر مربع مساحت دارد ۱۰۵ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
معنی واژهٔ له در لغتنامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژهیاب
معنی مقتص له - معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و ... در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید
در دیکشنری آنلاین شما با وارد کردن هر واژه ای در بخش مشخص شده و زدن دکمه جستجو، به سرعت معنی و توضیحات مربوطه را می توانید مشاهده کنید.
در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید ... یکی از سه نوع دلالت و آن دلالت لفظ است بر خارج ما وضع له. در اساس الاقتباس آرد: سوم آنکه بلفظ آن معنی خواهند که لازم معنی باشد که لفظ به ازاء او نهاده ...
معنی له شدن - معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و ... در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید
تاریخ. (ع مص، اِ) تأریخ. توریخ. نوشتن کتاب را. (منتهی الارب). وقت چیزی پدید کردن. و در اصطلاح، تعیین کردن ْ مدتی را از ابتدای امر عظیم و قدیم مشهور تا ظهور امر ثانی که عقب او است تا که دریافته شود بزمانه ٔ آینده و دیگر مدت ظهور ...
له له زدن 1 - بر اثر تشنگی مفرط زبان را پیاپی و به سرعت از دهان بیرون آوردن . 2 - بسیار تشنه بودن . 3 - زبان له و لورده
در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید ... ( و الله یحکم لا معقب لحکمه ) و آیه ( و اذا قضی امرا فانما یقول له کن فیکون ) و به اعتباری میتوان آیه ( قال الذین استکبروا انا کل فیها ان الله قد حکم بین ...
لغت نامه ها ... برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید ...
25 فرهنگ. همه. دقیق. آوا. مشابه. متن. آغاز. قافیه. همه. دیکشنری. مترادف. طیفی. آزاد + له لغتنامه دهخدا ... دولت آنراست در این وقت که آبش از له صلت آنراست در این شهر که نانش از بنگ . سنائی .
معنی معظم له - معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و ... در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید
فرهنگ فارسی معین. معنی = آله . آلوه . اله : عقاب . مترادف 1- آبگز، فاسد، لهيده 2- پاشيده، خرد، شكسته، كوبيده، كوفته 3- مضمحل انگلیسی pro, crown عربی عاهرة محترفة، لاعب محترف، وجهة النظر المؤيدة، طليعة ترکی ezmek ...
معنی بتنز له مین - معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و ... در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید